تبلیغات
₪₪ وَکــــــیــــــل گِـــــــرافـی ₪₪ - مطالب ابر حکم

₪₪ وَکــــــیــــــل گِـــــــرافـی ₪₪

فرجام خواهی

سه شنبه هفدهم شهریور 1394

اعتراض به حکم از طریق فرجام خواهی


فرجام‌ یكی از طرق شكایت از حكم است و چون مرجع آن دادگاه عالی‌تری است که صادر كننده حكم نبوده از این رو عدولی نیست. تصحیحی نیز نمی‌باشد برای این‌كه دیوان كشور رسیدگی را تجدید نمی‌كند و وارد در ماهیت نمی‌شود و حكم مجددی نمی‌دهد كه جانشین حكم دادگاه  بشود.


چرا كه حاصل كار دیوان عالی كشور فقط نقض یا ابرام حكمی است كه برای دعوا صادر شده است، بدین معنی كه در حكم نظر كرده و مشخص می‌كند كه رأی دادگاه مطابق قانون صادر شده یا خیر.

احكام قابل فرجام:
حقوق

1- آراء دادگاه تجدید نظر

2- آراء دادگاه‌های بدوی؛ جز آن‌چه به علت عدم درخواست تجدیدنظر قطعیت یافته مگر در موارد زیر:

 الف) احكام راجع به اصل نكاح و فسخ آن، طلاق، نَسَب، حجر، وقف، ثلث، حبس و تولیت و احكامی كه خواسته آن بیش از 20 میلیون ریال باشد.

ب) قرارهای ابطال و رد دادخواست، قرار سقوط دعوا، قرار عدم اهلیت یكی از طرفین. مشروط به این‌كه اصل حكم راجع به آن‌ها قابل رسیدگی فرجامی باشد.

آرای غیر قابل فرجام:

1- احكام مستند به اقرار قاطع دعوا در دادگاه

2- احكام مستند به نظریه یك یا چند نفر كارشناس كه طرفین به طور كتبی رأی آن‌ها را قاطع دعوا قرار داده باشند.

3- احكام مستند به سوگند قاطع دعوا.

4- احكامی كه طرفین حق فرجام‌خواهی خود را نسبت به آن ساقط كرده باشند.

5- احكام مربوط به فرعیات دعوائی كه قابل رسیدگی فرجامی نباشد.

6- احكامی كه به موجب قوانین خاص غیرقابل فرجام‌خواهی است.

مهلت فرجام خواهی

 این مدت برای افراد مقیم ایران 20 روز برای افراد مقیم خارج دو ماه می‌باشد. در صورتی كه محكوم علیه متعدد باشند و حتی فقط یك نفرشان ساكن خارج باشد برای همه 2 ماه مهلت فرجام‌خواهی وجود دارد.

ابتدای مهلت فرجام خواهی:

1- برای آرای دادگاه تجدیدنظر استان از روز ابلاغ رأی.

2- برای آرای قابل تجدید نظر دادگاه بدوی كه نسبت به آن تجدید نظر خواهی نشده از تاریخ انقضای مهلت تجدیدنظر.

انواع فرجام خواهی:

1-بی‌واسطه:

 الف) فرجام‌خواهی اصلی (فرجام‌خواه)

   ب) فرجام‌خواهی تبعی(فرجام‌خوانده)

بدین معنی كه محكوم له به برخی از قسمت‌های حكم دادگاه بدوی اعتراض دارد ولی به منظور صلح طلبی یا جلوگیری از اطاله دادرسی و .... از درخواست فرجام خودداری می‌كند ولی طرف او از حكم صادره درخواست رسیدگی فرجامی‌ كرده، لذا او هم از قسمت‌های مورد نظر درخواست رسیدگی فرجامی می‌كند.

 این مدت برای افراد مقیم ایران 20 روز برای افراد مقیم خارج دو ماه می‌باشد. در صورتی كه محكوم علیه متعدد باشند و حتی فقط یك نفرشان ساكن خارج باشد برای همه 2 ماه مهلت فرجام‌خواهی وجود دارد

2-فرجام‌خواهی باواسطه:

 درخواست فرجام از دادستان كل كشور است كه شرایط زیر را می‌طلبد:

الف)در مهلت مقرر فرجام خواهی نشده باشد.

ب)ذی‌نفع مدعی خلاف شرع یا قانونی بودن رأی قابل فرجام باشد.

ج)درخواست فرجام مستلزم تقدیم دادخواست و پرداخت هزینه‌دادرسی فرجامی است.

د)مهلت این كار، یك ماه از تاریخ انقضای مهلت فرجام‌خواهی یا قطعی شدن قرار رد دادخواست فرجامی یا ابلاغ رأی دیوان عالی در خصوص تأیید قرار رد دادخواست فرجامی است.

 موارد نقض حكم یا قرار در دیوان عالی:

حقوق

1- عدم صلاحیت ذاتی دادگاه

2- عدم صلاحیت محلی به شرطی كه به آن ایراد شده باشد.

3- عدم رعایت اصول دادرسی و قواعد آمره و حقوق اصحاب دعوا به شرطی كه به آن ایراد شده باشد.

4- آرای مغایر با یكدیگر، بدون سبب قانونی

5- در صورت نقص تحقیقات یا عدم توجه به دلایل و مدافعات طرفین.

6- ثبوت عدم صحت مداركی كه مبنای رأی بوده است.

7- اگر دعوا ناشی از قرارداد بوده و مفاد سند یا قانون مربوط به آن قرارداد معنای دیگری غیر از معنای مورد نظر دادگاه صادر كننده رأی داشته باشد.

تكلیف دیوان پس از نقض رأی:

1- اگر نقض به علت نقص تحقیقات باشد جهت رسیدگی مجدد به دادگاه صادر كننده رأی ارجاع می‌شود.

2- اگر نقض به علت عدم صلاحیت باشد، پرونده به دادگاهی كه دیوان عالی كشور صالح بداند ارجاع می‌گردد.

3- در صورت مغایر بودن دو رأی در یك موضوع، رأی موخر نقض وبلا ارجاع می‌ماند. (م 376).

  • نظرات() 
  • اعتراض به حکم غیابی

    شنبه سی ام خرداد 1394

    آشنایی با واخواهی 
    آیین اعتراض به حکم غیابی

     محكوم‌علیه غایب حق دارد به حكم غیابی اعتراض کند که این اعتراض واخواهی نامیده می‌شود.

    واخواهی از نظر لغوی، به معنای اعتراض آمده و اعتراض نیز به معنای خرده گرفتن و ایراد گرفتن است. واخواهی در اصطلاح به شكایتی گفته می‌شود كه محكوم‌علیه غایب نسبت به حكم غیابی در دادگاه صادركننده حكم مطرح می‌كند.  واخواهی یک طریق عدولی رسیدگی به شكایت از احكام است زیرا بر اثر آن دعوا برای بررسی مجدد به دادگاه صادر كننده حكم باز‌می‌گردد تا در صورت وجود اشتباه، آن را فسخ و در غیر این صورت، آن را استوار كند.

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • قرار - حکم - رای

    چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1394

    قـــــــــرار ، تعریف و انــــــــواع آن

    چند تعریف :

          تعریف رای :رای یا تصمیم قضایی مکتوبی است که در آن سرنوشت دعوی مطروحه مشخص می گردد . رای اعم از قرار و حکم است .

    تعریف حکم : اگر رای اصداری در خصوص ماهیت دعوی بوده و قاطع دعوی جزءاً و یا کلاً باشد ، آن را حکم گویند .

    تعریف قرار : تصمیم دادگاه در امر ترافعی که کلاً یا بعضاً قاطع خصومت نباشد و در خصوص ماهیت دعوی نیست .


    توضیحات در ادامه 


    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • رای اصراری چیست ؟!!

    یکشنبه بیستم اردیبهشت 1394

  • نظرات() 
  • قرار

    جمعه هجدهم اردیبهشت 1394





    به عنوان مثال، اگر دادگاه در دعوای شخص الف علیه شخص ب، تصمیم بگیرد که واقعاً شخص ب به اتومبیل شخص الف خسارت وارد کرده است، این تصمیم دادگاه، «حکم» نامیده می‌شود.
    این در حالی است که اگر در یک دعوا، یکی از طرف‌های اختلاف ادعا کند که دادگاه بر طبق قانون، صلاحیت رسیدگی به اختلاف را ندارد، تصمیمی که دادگاه در این خصوص می‌گیرد، «قرار» است؛ نه حکم.

  • نظرات() 
  • حکم چیست ؟

    چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1394

    بر اساس ماده‌ 299 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی، «چنانچه رای دادگاه راجع به ماهیت دعوا و قاطع آن به طور جزیی یا كلی باشد، حكم و در غیر این صورت قرار نامیده می‌شود.»

    با توجه به این ماده قانونی، اگر تصمیم دادگاه دارای دو ویژگی ذیل باشد، آن تصمیم، حکم نامیده می‌شود:

    1- آن تصمیم راجع به ماهیت دعوا باشد: یعنی تصمیم دادگاه، به اصل اختلاف و دعوای میان اشخاص، مربوط باشد. به عنوان مثال، شخص الف در دادگاه، دعوایی اقامه کرده و مدعی می‌شود که شخص ب به اتومبیل او صدمه زده است. شخص ب در مقابل می‌گوید که شخص الف اصلا مالک اتومبیل نیست تا بتواند خسارت واردشده به آن را مطالبه کند؛ تصمیمی که دادگاه در رابطه با درست یا غلط بودن گفته‌های شخص ب می‌گیرد، مربوط به ماهیت دعوا نیست و حکم محسوب نمی‌شود زیرا ماهیت و اصل دعوا در این مثال، صدمه زدن به یک اتومبیل بوده؛ نه اینکه مالک آن اتومبیل، چه کسی است.

    2- آن تصمیم، دعوای مطرح‌شده را تمام کند و پرونده را از دادگاه ببرد: برای مثال اگر قاضی به علت پیچیده بودن و تخصصی بودن یک دعوا، تصمیم بگیرد که از یک کارشناس کمک بگیرد و دستور بدهد که پرونده را نزد کارشناس بفرستند، به هیچ وجه نباید گفت که قاضی در مورد دعوا حکم صادر کرده است.

  • نظرات() 

  • آخرین پست ها


    نویسندگان



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :

    اَبر برچسبها